مرتضى راوندى

305

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

پيشرفت ايرانيان در معالجه امراض زيادتر بود تا در تشخيص آنها . دارونامه‌هاى آنان مبتنى بر داروهاى گياهى يونانى بود ، اما به آنچه از يونان به ارث برده بودند داروهاى معروفى مانند ريوند چينى ، سنا ، كافور ، جوز هندى ، ميخك ، سندل ، فلوس ، تمبر و مهمتر از همه نيشكر را افزودند ، گياه‌شناسى و طب ، دوشادوش يكديگر پيش رفتند . براى ايرانيان بايد اين خدمت معتبر را هم شناخت كه در داروسازى از حدود گياهان طبّى تجاوز كردند و به دارونامه‌هاى خود تعداد معتنابهى دواهاى شيميايى افزودند كه « سولفاميد » هاى امروز وارث و جانشين آنها بشمار مىروند . رازى ، پس از آنكه جيوه را در ميمونها تجربه كرد ، آن را به عنوان مسهل تجويز نمود و عماد الّدين از آن در معالجهء كوفت ( سيفليس ) استفاده كرد . همچنين رازى دانه‌هاى سفيدآب سرب را براى درمان چشم ، به كاربرد . . . كتابى هم در شيمى نگاشت كه راه را براى مفهوم جديد اجسام شيميايى هموار كرد . تا زمان او اجسام به جامد و نامى و حيوانى تقسيم مىشدند اما او طبقه‌بندى « حيوانى ، گياهى و معدنى » را در علم وارد ساخت ، سپس مواد معدنى را به جوهر و جامد و سنگ و زاج و بوره و نمك ( ملح ) تقسيم كرد و بين مواد جامد فرّار و غيرفرّار فرق گذاشت . ابو منصور موفق هروى پس از رازى ، نوبت به ابو منصور موّفق مىرسد كه اولين كتاب طبى را به فارسى نوشت . اين كتاب نه‌تنها از جنبهء طبى بسيار مهمّ است بلكه از اين نظر هم اهميت بسيار دارد كه اولين اثرى است كه از نثر فارسى ( در ايران بعد از اسلام ) بجا مانده است . از 585 دارويى كه در اين كتاب از آنها ياد شده است 75 قلم آن معدنى هستند . ابو منصور بين بىكربنات سديم و كربنات پتاسيم فرق گذاشته ، اطلاعى هم از اكسيد ارسنيك و اكسيد مس و انتيموان داشته و از تأثير سمّى تركيبات مس و سرب و خاصيت آهك زنده براى ازاله‌مو باخبر بوده است . . . « 1 » در منابع طبى و تاريخى بعد از اسلام كم‌وبيش به انواع داروها و طرز مداواى بيماران اشاره شده است از جمله در شاهنامهء فردوسى از برخى از ادويهء نباتى سخن رفته است : به نزديك خاتون شد آن چاره‌گر * تبه ديد بيمار او را جگر بفرمود تا آب نار آورند * همان ترهء جويبار آورند كجا تره كان كاسنى خواندش * طپش خواست كز مغز بنشاندش

--> ( 1 ) . ميراث ايران - علم ايرانى ، پيشين ، ص 477 به بعد .